سلام دوستان
وبلاگ مشاهير، به سايت مشاهير دات نت (www.mashaheer.net) نقل مکان کرد از اين به بعد شما مي توانيد Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ دانشمندان را در اين سايت بخوانيد. البته شايد به خاطر Ø§Ù…ØªØØ§Ù†Ø§Øª وقت نوشتن رو نداشته باشم اما بعد از Ø§Ù…ØªØØ§Ù†Ø§Øª پايان ترم (Û²Û°/Ûµ/Û²Û°Û°Û³) دوباره شروع به نوشتن خواهم کرد.
اگر نظري و يا پيشنهادي براي آن سايت داريد لط�ا به ايميل من (king_of_sky283@yahoo.com) ب�رستيد.
با تشکر
ابراهيمي
مشاهیر
شرح حال و زندگی نامه دانشمندان، علما، شعرا، هنرمندان و ...
Thursday، April 24، 2003
Saturday، April 12، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ صدر الدين عيني Û³
از او چند داستان کوتاه، اشعار Ùˆ ØÚ©Ø§ÙŠØªÙ‡Ø§ Ùˆ تمثيلهاي کوتاه در نشرياتتاجيکي Ùˆ اوزبکيبه چاپ رسيده است. عيني Ú©Ù‡ از تاريخ Ùˆ Ù�رهنگ تاجيکي Ùˆ دانشهاي زمانه آگاه بود، خود را پيرو گورکي Ùˆ علاقه مند به شيوه او معرÙ�ÙŠ مي کرد، با اين ØØ§Ù„ چندين ويژه نوشت درباره دانشمندان Ùˆ اديبان پيشين از قبيل Ù�ردوسي، ابوعلي سينا، رودکي، سعدي، امير عليشير نوايي، بيدل Ùˆ واصÙ�ÙŠ از خود به يادگار گذاشت، مخصوصا سلسله مقالاتي درباب تاثير بيدل Ùˆ بيدل گرايي در ادبيات تاجيکي به رشته ØªØØ±ÙŠØ± در آورد. او دوستدار بزرگ موسيقي Ùˆ دلبسته گونه هاي سنتي آن بود Ùˆ درباب اين هنر چندين رساله آموزشي نوشت. در توصيÙ� مناظر Ùˆ چشم اندازها چهره Ùˆ هيات Ùˆ خلقيات قهرمانان آثار خود چيره دست بود، از اين ØÙŠØ« کارهاي وي را به آثار بالزاک مانند کرده اند، Ú©Ù‡ انگلس درباره آن مي Ú¯Ù�ت:« از رهگذر آن آثار Ù�رانسه را شناخنه است.»
عيثي تقريبا استاد و راهنماي همه اديبان تاجيک و بسياري از ادباي اوزبک در دوران پس از انقلاب بود، به طوري که او را نه تنها از خلال آثار خودش، که از طريق آثار ديگر اديبان تاجيک و اوزبک نيز ميتوان باز شناخت.
براي آشنايي با سبک نويسندگي عيني که نمونه نثر تاجيکي نيز هست، قطه اي از کتاپ يادداشتها را در اينجا مي آوريم:
آرزو مي کردم Ú©Ù‡ کاري شده همه يان غم Ùˆ Ú©Ù„Ù�تها- هر چند ÙŠÚ© چند دقيقه هم باشد- از يادم برآيد، من اندکي روي آسايش را ببينم Ùˆ با خواهش اين آرزو، بيت زيرين ÙŠÚ© غزل بيدل را - Ú©Ù‡ پدرم در اينگونه موارد بسيار مي خواند- به ياد آوردم Ùˆ با آواز پست ØØ²ÙŠÙ† زمزمه کردن گرÙ�تم:
اي �راموشي کجايي، تا به �ريادم رسي
باز اندوه دل غم پروم آمد به ياد.
در اين وقت، سرود ج�ترانان(۱) شنيده شده مرا به خود مشغول کرد. ج�ترانان ريان(۲) غمجدوان عادة در شبهاي تابستان در ساعت ده شب، گاو بسته، کار سر مي کردند و زمين را پيش از برآمدن ا�تاب دندانه و ماله کرده نمش را تماما در خودش نگاه مي داشتند و از خشکاندن پرتو آ�تاب ايمين مي کردند. در شبهاي دراز تيرماه باشد بعد از نيمه شب کار سرکرده پيش از طلوع آ�تاب کارشان را تمام مي نمودند. در اين گونه وقتها يگانه تسلي بخش آن ج�ترانان- که با مجبوريت زندگي خواب شيرين را ترک کرده در شب تار کار مي کردند- سرودخواني بود.
بيشترين دهقانان ريانهاي غجدان و وابکند سرودخوان و شش مقام دان بودند. آنها با وجود بي سوادي شش مقام از غزلهاي کلاسيکي از پدر و باباهاشان دهن به دهن آموخته بودند.
مرگ او در پانزده ام جولاي ۱۹۵۴، �را رسيد.
----------------------------------------------------------
(۱) ج�ترانان= کشاورزاني که با ج�ت گاو زمين را شخم مي زنند.
(Û²) ريان= بخش، ناØÙŠÙ‡.
Friday، April 04، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ صدر الدين عيني Û²
عيني در سال Û±Û¹Û±Û¸ مرثيه اي در سوگ برادر مقتول خود سرود Ú©Ù‡ از مهمترين اشعار تاجيک به شمار مي آيد، وي در انتهاي اين مرثيه سقوط رژيم ØØ§Ú©Ù… را پيشگويي کرده است. عيني در Ù�اصله Û±Û¹Û±Û¸ تا Û±Û¹Û²Û´ با مطبوعات همکاري داشت.
در ØØ¯ÙˆØ¯ سال Û±Û¹Û²Û° اثر منثور خود، جلادان بخارا را نوشت Ú©Ù‡ براي نخستين با در سال Û±Û¹Û²Û² در مجله انقلاب به زبان اوزبکي Ùˆ سالها بعد يعني در سال Û±Û¹Û³Ûµ به تاجيکي منتشر شد. تاثير داستانهاي کهن مانند طوطي نامه Ùˆ چهار درويش در نثر Ùˆ شيوه Ù…ØØ§ÙˆØ±Ù‡ اين کتاب، Ú©Ù‡ در قالب Ú¯Ù�تگو ميان جلادان امير بخارا انجام ياÙ�ته، آشکار است.
عيني در مقالات خود دعاوي برخي از ترکان شوونيست را، Ú©Ù‡ وجود تاجيکستان را به رسميت نمي شناختند، مورد انتقاد قرار داده است. او در کتاب مهم خود نمونه ادبيات تاجيک (Û±Û¹Û²Û¶) اثبات مي کند Ú©Ù‡ تاجيکان ØµØ§ØØ¨ Ù�رهنگي غني Ùˆ ادبياتي کهن هستند، اما هرگز به تعصبات تاجيکي گرÙ�تار نيامد، Ùˆ در عوض بر نظريه « دوستي ميان اقوام تاجيک Ùˆ اوزبک » پاي مي Ù�شرد.
عيني پس از نوشتن کتاب آينه سرگذشت تاجيک Ú©Ù… بغل، Ú©Ù‡ در آن از زندگي مردم ساده تاجيک Ùˆ تØÙˆÙ„ات دهه Û±Û¹Û²Û° سخن مي راند، داستان غلامان(Û±Û¹Û³Û´( را نوشت Ú©Ù‡ در نويسندگي او مرØÙ„Ù‡ اي کمالي به شمار مي رود.
همزمان با سالهاي جنگ جهاني دوم، در مطبوعات قلم مي زد Ùˆ شعر مي سرود؛ Ú©Ù‡ از آن ميان « قصيده جنگ Ùˆ ضÙ�ر » Ùˆ « مارش انتقام » او شهرت ياÙ�ته است. عيني در کار زندگينامه نويسي هم اهتمام داشت. زندگينامه هاي مکتب کهنه (Û±Û¹Û³Û¶) Ùˆ مختصر ترجمه ØØ§Ù„ خودم (Û±Û¹Û´Û°) روزگاري کودکي Ùˆ زندگي در روستاها را تصوير مي کند. کتاب Ù¾Ø±ØØ¬Ù… Ùˆ پر آوازه يادداشتها (۱۹۵۰تا Û±Û¹ÛµÛ´) Ú©Ù‡ آخرين Ù�عاليت ادبي او به شمار ميرود، برگيرنده نکته ها Ùˆ گوشه هايي از مراØÙ„ مختلÙ� زندگي او Ùˆ ØÙŠØ§Øª اجتماعي تاجيکان در روزگار نويسند Ùˆ از زمره شاهکارهاي نويسندگي تاجيکي است. اين کتاب مهم Ùˆ خطير از آثار نويسندگان پيشين زبان Ù�ارسي مانند چهار مقاله عروضي، گلستان سعدي، بدايع الوقايع واصÙ�ÙŠØŒ Ùˆ نوادر الوقايع اØÙ…د دانش تاثير پذيرÙ�ته است. اين اثر بØÙ‚ گنجينه اي است از زبان Ùˆ Ù�رهنگ مردم تاجيک Ú©Ù‡ در آن ضرب المثلها، جکايتها، تعبيرات Ùˆ Ú¯Ù�ته هاي عاميانه جابجا درج گرديده Ùˆ بر شيريني زبان Ùˆ ØØ³Ù† تاثير آن اÙ�زوده است. تا کنون به چندين زبان Ùˆ از آن جمله Ù�رانسوي ترجمه شده است.
ادامه دارد.....
Saturday، March 29، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ صدرالدين عيني، بنيانگذار ادبيات تاجيک
صدرالدين عيني (Û±Û¹ÛµÛ´- Û±Û¸Û·Û¸) نامورترين چهره Ùˆ در واقع بنيان گذار ادبيات Ùˆ Ù�رهنگ تاجيکستان از کساني است Ú©Ù‡ ميان ادبيات پيش Ùˆ پس از انقلاب اکتبر پيوند ايجاد کرده است. به دليل اهميتش در تاريخ Ùˆ Ù�رهنگ تاجيک او را به نام «استاد» يا «پدر» ملت تاجيک ميشناسند. وي نيمي از عمر را در عصر ØªØØ¬Ø± اميرسالاري بخارا پشت سرگذاشت Ùˆ در نيمه دو ØÙŠØ§Øª خود براي رهايي از عقب ماندگي Ù�رهنگي Ùˆ اقتصادي تلاشهاي بسياري از خود نشان داد.
عيني در ولايت بخارا ديده به جهان گشود. پدرش کشاورزي جزء بود Ú©Ù‡ گاهي به صنعتگري نيز ميپرداخت، در عين ØØ§Ù„ در ادبيات Ùˆ نويسندگي هم چيره دست بود. صدرالدين در يازده سالگي پدر خود را از داد، Ùˆ هنگام ØªØØµÙŠÙ„ در مدارس بخارا، زندگي سختي را پشت سرگذاشت. او خواندن Ùˆ سرودن شعر را وجهه همت قرار داد Ùˆ عيني تخلص خود برگزيد.
مطالعه نوادر الوقايع اØÙ…د دانش، در روØÙŠÙ‡ وي تØÙˆÙ„ÙŠ شگرÙ� پديد آورد Ùˆ باورهاي پيشين او را متلاشي کرد. با خواندن روزنامه ØØ¨Ù„ المتين Ùˆ چهره نما نگرش او نسبت به ØÚ©ÙˆÙ…ت Ùˆ ارکان سياسي آن زمان به کلي تغيير ياÙ�ت. عيني بمانند بسياري از روشنÙ�کران آن روزگار به «تجددگرايان» پيوست Ùˆ ØÙ…ايت خود را از گسترش تعليمات اعلام داشت. در سال Û±Û¹Û±Û¶ امير بخارا وي را به سمت مدرس مدرسه «خيابان بخارا» برگزيد Ùˆ گمان ميکرد با اين کار ميتواند او را از Ù�عاليت Ù�رهنگي Ùˆ سياسي باز دارد. عيني به بهانه کسالت مزاج از قبول اين شغل سرباز زد Ùˆ از بخارا بيرون رÙ�ت. در سال Û±Û¹Û±Û· دستگير شد Ùˆ در Ù…ØÚ©Ù…Ù‡ امير بدون Ù…ØØ§Ú©Ù…Ù‡ شکنجه شد Ùˆ تا ØØ¯ مرگ ضربات شلاق را تØÙ…Ù„ کرد؛ تا اين Ú©Ù‡ به Ú©Ù…Ú© سربازان روس، » نجات ياÙ�ت. در سال Û±Û¹Û±Û¸ به سمرقند رÙ�ت Ùˆ براي سقوط ØÚ©ÙˆÙ…ت ارتجاعي امير بخارا کوشيد Ùˆ در مسير تاسيس دولتي دموکراتيک از هيچ کوششي Ù�رو گذار نکرد.
ادامه دارد ......
Friday، March 14، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ اميري Ù�يروز کوهي
سيد کريم اميري Ù�يروزکوهي شاعر Ùˆ اديب نامي معاصر، به سال Û±Û²Û¸Û¸ شمسي در Ù�يروزکوه زاده شد. در Ù‡Ù�ت سالگي با پدرش به تهران رÙ�ت Ùˆ همزمان با ØªØØµÙŠÙ„ در مدرسه به Ù�راگرÙ�تن ادب، منطق Ùˆ Ù�لسÙ�ه، کلام، Ù�قه Ùˆ اصول پرداخت. اميري از همان آغاز به موسيقي Ùˆ شعر Ùˆ ادب علاقه داشت Ùˆ سرانجام همين راه را برگزيد Ùˆ در موسيقي Ùˆ شعر به مرتبه والايي رسيد. وي، بعدها تخلص امير را اختيار کرد، از همان آغاز مريض ØØ§Ù„ بود Ùˆ به قول خودش به پيري زودرس گرÙ�تار آمد. اگر در شعر او شکوه از پيري بيشتر از ساير مظاهر ØÙŠØ§Øª ديده ميشود، نتيجه همين شکستگي Ùˆ بيماري دامنگير است. بيشتر اشعار او بعد از پنجاه سالگي سروده شده است. اميري در انجمنهاي ادبي سراسر کشور شناخته بود Ùˆ با اغلب آنها ارتباط نزديک داشت. وي به سال Û±Û³Û¶Û³ در تهران درگذشت.
اميري از معتقدان و دوستداران شعر صائب تبريزي بود به همين دليل در اشعار وي تامل بسيار کرد و بر ديوان وي که خودش به چاپ رسانيد مقدمه م�صلي نوشت. سبک صائب را سبک اص�هاني مي نامند و با اصرار از به کار بردن ص�ت هندي- که ديگران براي اين سبک به کار ميبردند- اجتناب مي ورزيد. خود او هم بر شيوه صائب شعر مي گ�ت و همان نازک خياليها و مضمون آ�رينيهاي عصر صائب را به کار مي گر�ت وي در قالبهاي ديگر غير از غزل هم استاد بود. قصيده و ترکيب بند نيکو مي سرود. به ويژه مرثيه ها و اخوانيات او لط� و جاذبه ديگري داشت. بر غم غزل، در قصيده بيشتر شيوه خراساني داشت و برطريق خاقاني و ناصر خسرو و مسعود سعد و انوري مي ر�ت. از تازه هاي طبع او منظومه <i>اي خواب</i> است که به صورت دوبيتي پيوسته در سال ۱۳۴۸ سروده است در شعر او شکوه از زندگي و گلايه از روزگار بسيار از ناپايداري زمانه، از ناکاميهاي �ردي و رنج و دردهاي شاعرانه براي خواننده بسيار مي گويد. مويه او بر سرگذشت آدم خاکي نهاد و گذران بودن جهان است که سزاوار دلبستگي و درنگ نيست.
....همان
شديم خاک و بود عالم خراب همان مدار خاک همان، رهگذار آب همان
زبعد اين همه خوبان خ�ته در دل خاک چگونه ماه همانست و آ�تاب همان؟
هزار عاشق ناکام ر�ت و هست هنوز ص�اي باغ همان، لط� ماهتاب همان
ز ابلهيست که عمر دوباره خواهد خلق که شيب عمر همان باشد و شباب همان
سوختن و ساختن
از آن Ú†Ùˆ شمع Ø³ØØ±ØŒ در زوال خويشتنم Ú©Ù‡ هم Ùˆ بال کسان، هم وبال خويشتنم
زدست غير چه جاي شکايتست مرا که همچو سايه خود پايمال خويشتنم
زسال و ماه عزيزان خبر چه مي پرسي مرا که بي خبر از ماه و سال خويشتنم
چنان گداخت خيالم که غير اشکي چند نماند �رق دگر با خيال خويشتنم
بدين �سردگي آغوش گرم گل چه کنم برون مباد سر از زير بال خويشتنم
کمال نقص من از اين بس که همچو آتش تيز هميشه در پي نقص کمال خويشتنم
امير سوختم از بهر ديگران و نسوخت چو شمع سوخته جان دل به جان خويشتنم
Friday، March 07، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ شمس کسمايي
شمس کسمايي Ú©Ù‡ به سال Û±Û²Û¶Û² Ù‡. Ø´. در يزد زاده شد بود، پس از ازدواج به همراه همسرش، Ú©Ù‡ تاجر چاي بود، به عشق آباد روسيه (مرکز ترکمنستان کنوني) رÙ�ت. وي پس از چهار سال اقامت Ùˆ به دنبال ورشکستگي شوهرش در سال Û±Û²Û¹Û· Ù‡.Ø´ به همراه همسر Ùˆ دو Ù�رزندش (صÙ�ا Ùˆ اکبر) به ايران بازگشت Ùˆ در تبريز، Ú©Ù‡ مقارن آن سالها مرکز جنب Ùˆ جوش Ù�کري Ùˆ سياسي بود، ساکن گرديد. از همان آغاز به گروه نويسندگان نشريه تجدد به ميانداري تقي رÙ�عت پيوست Ùˆ در ØªØØ±Ú©Ø§Øª اجتماعي Ùˆ انقلابي آذربايجان مشارکت Ù�عال داشت. در همين زمان پسرش، Ú©Ù‡ نقاش چيره دستي بود Ùˆ با چند زبان آشنايي داشت، در مبارزات جنگل کشته شد. ابولاقاسم لاهوتي در شعري با عنوان عمر Ú¯Ù„ به دلداري مادر داغدار شتاÙ�ت Ùˆ خطاب به شمس سرود:
در �راق گل خو اي بلبل
نه �غان برکش و نه زاري کن
صبر بنما و بردباري کن
مکن آش�ته موي چون سنبل
شمس زني روشنÙ�کر Ùˆ آزادي خواه Ùˆ مستقل بود. زبان روسي Ùˆ Ù�ارسي ميدانست، در آذربايجان ترکي هم آموخت. پس از کشته شدن رÙ�عت Ùˆ روي کار آمدن رضاشاه، جمع مبارزان آذربايجان پراکنده شدند. همسر شمس به سال Û±Û³Û°Û·Ø´ در گذشت. او با تنها دخترش صÙ�ا به يزد رÙ�ت Ùˆ بعد از آن Ú©Ù‡ با شخص ديگري به نام Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÙŠÙ† رشتيان ازدواج کرد، زندگي خود Ùˆ خانواده اش را به تهران منتقل کرد. سالهاي پاياني عمر او در تهران به گوشه نشيني گذشت، با اين ØØ§Ù„ خانه اش Ù…ØÙ„ رÙ�ت Ùˆ آمد روشنÙ�کران بود تا اين Ú©Ù‡ در سال Û±Û³Û´Û° Ù‡.Ø´ در گذشت. از اشعار او مقدار کمي باقي مانده است.
از شمس کسمايي در شهريور ماه ۱۲۹۹ش در مجله آزاديستان قطعه شعري با پاره هايي �ارغ از قيد تسوي و قا�يه بندي معمول پيشينيان منتشر شد که تقليد گونه اي از اشعار اروپايي بود و جزو نخستين نمونه هاي تجدد در شعر �ارسي به شمار مي آيد. اينک بخشهايي از آن قطعه:
پرورش طبيعت
ز بسياري آتش مهر و ناز و نوازش
از اين شدت گرمي و روشنايي و تابش
گلستان �کرم
خراب و پريشان شد ا�سوس
چو گلهاي ا�سرده ا�کار بکرم
ص�ا و طراوت زک� داده گشتند مايوس
بلي، پاي بر دامن و سر به زانو نشينم
Ú©Ù‡ چون نيم ÙˆØØ´ÙŠ Ú¯Ø±Ù�تار ÙŠÚ© سرزمينم
نه ياري خيرم
نه نيروي شرم
نه تير و نه تيغم بود، نيست دندان تيزم
نه پاي گريزم
از اين روي در دست همجنس خود در �شارم
ز دنيا و از سلک دنياپرستان کنارم
برآنم که از دامن مادر مهربان سر برآرم
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÛŒ ابوالقاسم لاهوتی Û²
تا اين Ú©Ù‡ در آغاز سال Û±Û³Û´Û° Ù‡.Ù‚ به Ø´Ù�اعت مخبرالسلطنه Ù�رمانÙ�رماي تبريز به ايران بازگشت Ùˆ با همان درجه سابق وارد ژاندارمري آذربايجان شد. لاهوتي در راس ژاندارمري تبريز رشادتها از خود نشان داد Ùˆ با Ú©Ù…Ú© انقلابيون تبريز را گرÙ�ـت, اما پس از شکست عمليات آنها, نا گزيز به شوروي گريخت Ùˆ تا پايان عمر خود در تاجکستان در سمتهاي آموزگاري دبستان, عضویت در ØØ²Ø¨ کمونیست, ریاست آکادمی علوم تاجکستان Ùˆ وزارت معارÙ� به سر برد تا این Ú©Ù‡ سرانجام به سال Û±Û³Û³Û¶ شمسی در مسکو در گذشت.
نخستین اشعار لاهوتی در روزنامه مشهور آن عصر ØØ¨Ù„ المتین Ùˆ ایران نو به چاپ رسید, اما اشعار سالهای آخر عمرش در روزنامه آواز تاجیک طبع Ùˆ منتشر Ù…ÛŒ شد.
دیوان لاهوتی مجموعه ای است از قطعه Ùˆ غزل Ùˆ مقداری تنصیÙ� Ùˆ ترانه ØŒ Ú©Ù‡ عموماً با زبانی ساده Ùˆ روان سروده شده است. زبان شعرهای اجتماعی او اغلب ØÙ…اسی Ùˆ خشن Ùˆ Ù�اقد تصویرهای شعری است. از نظر مسلکی برروی هم او را باید شاعری مادی Ùˆ معتقد به نارکسیسم قلمداد کرد Ú©Ù‡ شعر خود را سلاØÛŒ میدانست برای تØÙ‚Ù‚ آرمانهای طبقه کارگر.
شعر لاهوتی از نظر ساخت و قالب یکسره از نوآوریهای شبه نیمایی خالی نیست. برای مثال شعر سنگر خونین او که ترجمه یکی از شعرهای ویکتور هوگوست. به صورت شکسته در سال ۱۳۰۲ شمسی در مسکو سروده است.
رزم آوران سنگر خونین شدند اسیر
با کودکی دلیر
به سن دوازده
- آن جا بدی تو هم؟
ـ بله
با این دلاوران
- پس ما کنیم جسم ترا
هم نشان به تیر
تا آن که نوبت تو رسد
منتظر بمان
به اعتبار باید لاهوتی را نخستین کسی دانست که پیش از نیما شعر نیمایی با قالب شکسته و غیر عروضی سروده است.
لاهوتی هرگز به کار شعر Ùˆ شاعری به معنای هنری Ùˆ بسیط آن دل نداد Ùˆ بیشتر روزگارش به مشاغل سیاسی Ùˆ نظامی گذشت. با این ØØ§Ù„ در Ù�رهنگ Ùˆ اندیشه قوم تاجیک اثر مثبتی برجای گذاشت، تا آن جا Ú©Ù‡ هم اکنون در تاجیکستان به عنوان یک چهره ادبی Ùˆ انقلابی نا Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ù… او پس از گذشت چندین دهه پایدار مانده است. اهمیت او در سیر شعر Ù�ارسی بیشتر به دلیل سنت Ø´Ú©Ù†ÛŒ ها Ùˆ نوگراییهایی است Ú©Ù‡ پیشتر یا همزمان با نیما یوشیج در شعر خویش آشکار کرده است.
نمونه ای از شعر او:
دهد جان
غیرتم می کشد این گونه که پروانه دهد جان
سوزد Ùˆ خوش بود الØÙ‚ Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ مردانه دهد جان
ای خوش آن عاشق صادق Ú©Ù‡ به میدان Ù…ØØ¨Øª
غرق خون گردد و در دامن جانانه دهد جان
در گه دوست بود خانه آزادی و امید
زنده آن است که در خدمت این خانه دهد جان
گر خزان ØÙ…له کند بنده آن بلبل مستم
که جدایی نکند از گل و در لانه دهد جان
Saturday، March 01، 2003
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ ابوالقاسم الهامي (لاهوتي)
لاهوتي شاعر Ùˆ مبارزي ايراني بود Ú©Ù‡ بخش مهمي از زندگي Ù¾Ø±ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ او در تبعيد گذشت. سالهاي در استانبول Ùˆ روزگاري در Ø§ØªØØ§Ø¯ شوروي (سابق). مرگ او هم سرانجام به سال Û±Û³Û³Û¶ شمسي در مسکو اتÙ�اق اÙ�تاد. نام او ابوالقاسم الهامي بود Ùˆ تخلص شعري اش لاهوتي, اصلش از کرمانشاه Ùˆ سال ولادتش Û±Û³Û°Ûµ قمري ميباشد. پدرش کشاورزي ساده اما اهل شعر Ùˆ ادب Ùˆ مردي آزادي خواه بود.
ابوالقاسم در دامان خانواده با ادبيات Ùˆ شعر Ùˆ Ù…ØÙŠØ· ادبي کرمانشاه آشنا گرديد. بضاعت مالي پدر براي ØªØØµÙŠÙ„ او Ú©Ù�ايت نمي کرد. بنابراين با Ú©Ù…Ú© مالي ÙŠÚ©ÙŠ از آشنايان پدر به تهران رÙ�ت Ùˆ در همان ايام Ú©Ù‡ کمتر از هجده سال داشت, نخستين غزل وي با Ù„ØÙ†ÙŠ Ø³Ø±Ø´Ø§Ø± از شور Ùˆ آزادي خواهي در روزنامه ØØ¨Ù„ المتين کلکته انتشار ياÙ�ت Ùˆ نام او بر سر زبانها انداخت. لاهوتي در انقلاب مشروطيت در صÙ� Ù�دائيان آزادي قرار گرÙ�ت. اندکي بعد وارد ژاندارمري شد, Ú©Ù‡ در آن زمان زير نظر سوئديها اداره ميشد. رئيس ژاندارمري قم بود Ú©Ù‡ بر اثر ÙŠÚ© سوءتÙ�اهم ميانه اش با سوئديها به هم خورد Ùˆ به جرم اقدام به خرابکاري Ù…ØÚ©ÙˆÙ… به اعدام شد, ولي او به خاک عثماني گريخت Ùˆ چندي در آن جا با دشواري Ùˆ پريشاني روزگار گذشت.
در اين دوره از زندگاني, به کار بردن شعر Ù�کاهي Ùˆ طنزآميز را به عنوان ØØ±Ø¨Ù‡ اي براي مبارزات اجتماعي از ميرزا علي اکبر طاهرزاده مشهور به صابر آموخت. لاهوتي پس از آن Ú©Ù‡ سه سال در استانبول زيست به کرمانشاه بازگشت. در دو سال آغاز جنگ جهاني اول, روزنامه بيستون را در زادگاه خود منتشر کرد. بعد از شکست قواي اروپا مرکزي دوباره به ترکيه رÙ�ت,
ادامه دارد.....
