Saturday، February 08، 2003

شرح زندگاني �روغ �روخزاد ۳

�روغ پس از آنكه در تهيه چندين �يلم ابراهيم گلستان را ياري كرده بود در تابستان ۱۳۴۳ به ايتاليا، آلمان و �رانسه س�ر كرد و زبان آلماني و ايتاليايي را �را گر�ت. سال بعد سازمان �رهنگي يونسكو از زندگي او �يلم نيم ساعته تهيه كرد، زيرا شعر و هنر او در بيرون از مرزهاي ايران به خوبي مطرح شده بود.

�روغ �روخزاد سي و سه سال بيشتر نداشت كه در سال ۱۳۴۸ به هنگام رانندگي بر اثر تصاد� جان سپرد و در گورستان ظهيرالدوله تهران به خاك سپرده شد.

تولدي ديگر
همه هستي من آيه تاريكي ست
كه ترا در خود تكراركنان
به سحرگاه شك�تن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد
من در اين آيه ترا آه كشيدم، آه
من در اين آيه ترا
به درخت و آب و آتش پيوند زدم
زندگي شايد
يك خيابان درازست كه هر روز زني با زنبيل از آن مي گذرد
زندگي شايد
ريسماني ست كه مردي با آن خود را از شاخه مي آويزد
زندگي شايد
ط�لي ست كه از مدرسه بر ميگردد
زندگي شايد
ا�روختن سيگاري باشد، در �اصله رخوتنك دو هم آغوشي
يا عبور گيج رهگذري باشد
.........

0 نظر:

ارسال يک نظر

اشتراک در نظرات پيام [Atom]

<< صفحه اصلی