Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÙŠ صدر الدين عيني Û³
از او چند داستان کوتاه، اشعار Ùˆ ØÚ©Ø§ÙŠØªÙ‡Ø§ Ùˆ تمثيلهاي کوتاه در نشرياتتاجيکي Ùˆ اوزبکيبه چاپ رسيده است. عيني Ú©Ù‡ از تاريخ Ùˆ Ù�رهنگ تاجيکي Ùˆ دانشهاي زمانه آگاه بود، خود را پيرو گورکي Ùˆ علاقه مند به شيوه او معرÙ�ÙŠ مي کرد، با اين ØØ§Ù„ چندين ويژه نوشت درباره دانشمندان Ùˆ اديبان پيشين از قبيل Ù�ردوسي، ابوعلي سينا، رودکي، سعدي، امير عليشير نوايي، بيدل Ùˆ واصÙ�ÙŠ از خود به يادگار گذاشت، مخصوصا سلسله مقالاتي درباب تاثير بيدل Ùˆ بيدل گرايي در ادبيات تاجيکي به رشته ØªØØ±ÙŠØ± در آورد. او دوستدار بزرگ موسيقي Ùˆ دلبسته گونه هاي سنتي آن بود Ùˆ درباب اين هنر چندين رساله آموزشي نوشت. در توصيÙ� مناظر Ùˆ چشم اندازها چهره Ùˆ هيات Ùˆ خلقيات قهرمانان آثار خود چيره دست بود، از اين ØÙŠØ« کارهاي وي را به آثار بالزاک مانند کرده اند، Ú©Ù‡ انگلس درباره آن مي Ú¯Ù�ت:« از رهگذر آن آثار Ù�رانسه را شناخنه است.»
عيثي تقريبا استاد و راهنماي همه اديبان تاجيک و بسياري از ادباي اوزبک در دوران پس از انقلاب بود، به طوري که او را نه تنها از خلال آثار خودش، که از طريق آثار ديگر اديبان تاجيک و اوزبک نيز ميتوان باز شناخت.
براي آشنايي با سبک نويسندگي عيني که نمونه نثر تاجيکي نيز هست، قطه اي از کتاپ يادداشتها را در اينجا مي آوريم:
آرزو مي کردم Ú©Ù‡ کاري شده همه يان غم Ùˆ Ú©Ù„Ù�تها- هر چند ÙŠÚ© چند دقيقه هم باشد- از يادم برآيد، من اندکي روي آسايش را ببينم Ùˆ با خواهش اين آرزو، بيت زيرين ÙŠÚ© غزل بيدل را - Ú©Ù‡ پدرم در اينگونه موارد بسيار مي خواند- به ياد آوردم Ùˆ با آواز پست ØØ²ÙŠÙ† زمزمه کردن گرÙ�تم:
اي �راموشي کجايي، تا به �ريادم رسي
باز اندوه دل غم پروم آمد به ياد.
در اين وقت، سرود ج�ترانان(۱) شنيده شده مرا به خود مشغول کرد. ج�ترانان ريان(۲) غمجدوان عادة در شبهاي تابستان در ساعت ده شب، گاو بسته، کار سر مي کردند و زمين را پيش از برآمدن ا�تاب دندانه و ماله کرده نمش را تماما در خودش نگاه مي داشتند و از خشکاندن پرتو آ�تاب ايمين مي کردند. در شبهاي دراز تيرماه باشد بعد از نيمه شب کار سرکرده پيش از طلوع آ�تاب کارشان را تمام مي نمودند. در اين گونه وقتها يگانه تسلي بخش آن ج�ترانان- که با مجبوريت زندگي خواب شيرين را ترک کرده در شب تار کار مي کردند- سرودخواني بود.
بيشترين دهقانان ريانهاي غجدان و وابکند سرودخوان و شش مقام دان بودند. آنها با وجود بي سوادي شش مقام از غزلهاي کلاسيکي از پدر و باباهاشان دهن به دهن آموخته بودند.
مرگ او در پانزده ام جولاي ۱۹۵۴، �را رسيد.
----------------------------------------------------------
(۱) ج�ترانان= کشاورزاني که با ج�ت گاو زمين را شخم مي زنند.
(Û²) ريان= بخش، ناØÙŠÙ‡.
مشاهیر
شرح حال و زندگی نامه دانشمندان، علما، شعرا، هنرمندان و ...

0 نظر:
ارسال يک نظر
اشتراک در نظرات پيام [Atom]
<< صفحه اصلی