Saturday، April 12، 2003

شرح زندگاني صدر الدين عيني ۳

از او چند داستان کوتاه، اشعار و حکايتها و تمثيلهاي کوتاه در نشرياتتاجيکي و اوزبکيبه چاپ رسيده است. عيني که از تاريخ و �رهنگ تاجيکي و دانشهاي زمانه آگاه بود، خود را پيرو گورکي و علاقه مند به شيوه او معر�ي مي کرد، با اين حال چندين ويژه نوشت درباره دانشمندان و اديبان پيشين از قبيل �ردوسي، ابوعلي سينا، رودکي، سعدي، امير عليشير نوايي، بيدل و واص�ي از خود به يادگار گذاشت، مخصوصا سلسله مقالاتي درباب تاثير بيدل و بيدل گرايي در ادبيات تاجيکي به رشته تحرير در آورد. او دوستدار بزرگ موسيقي و دلبسته گونه هاي سنتي آن بود و درباب اين هنر چندين رساله آموزشي نوشت. در توصي� مناظر و چشم اندازها چهره و هيات و خلقيات قهرمانان آثار خود چيره دست بود، از اين حيث کارهاي وي را به آثار بالزاک مانند کرده اند، که انگلس درباره آن مي گ�ت:« از رهگذر آن آثار �رانسه را شناخنه است.»

عيثي تقريبا استاد و راهنماي همه اديبان تاجيک و بسياري از ادباي اوزبک در دوران پس از انقلاب بود، به طوري که او را نه تنها از خلال آثار خودش، که از طريق آثار ديگر اديبان تاجيک و اوزبک نيز ميتوان باز شناخت.

براي آشنايي با سبک نويسندگي عيني که نمونه نثر تاجيکي نيز هست، قطه اي از کتاپ يادداشتها را در اينجا مي آوريم:

آرزو مي کردم که کاري شده همه يان غم و کل�تها- هر چند يک چند دقيقه هم باشد- از يادم برآيد، من اندکي روي آسايش را ببينم و با خواهش اين آرزو، بيت زيرين يک غزل بيدل را - که پدرم در اينگونه موارد بسيار مي خواند- به ياد آوردم و با آواز پست حزين زمزمه کردن گر�تم:

اي �راموشي کجايي، تا به �ريادم رسي
باز اندوه دل غم پروم آمد به ياد.

در اين وقت، سرود ج�ترانان(۱) شنيده شده مرا به خود مشغول کرد. ج�ترانان ريان(۲) غمجدوان عادة در شبهاي تابستان در ساعت ده شب، گاو بسته، کار سر مي کردند و زمين را پيش از برآمدن ا�تاب دندانه و ماله کرده نمش را تماما در خودش نگاه مي داشتند و از خشکاندن پرتو آ�تاب ايمين مي کردند. در شبهاي دراز تيرماه باشد بعد از نيمه شب کار سرکرده پيش از طلوع آ�تاب کارشان را تمام مي نمودند. در اين گونه وقتها يگانه تسلي بخش آن ج�ترانان- که با مجبوريت زندگي خواب شيرين را ترک کرده در شب تار کار مي کردند- سرودخواني بود.

بيشترين دهقانان ريانهاي غجدان و وابکند سرودخوان و شش مقام دان بودند. آنها با وجود بي سوادي شش مقام از غزلهاي کلاسيکي از پدر و باباهاشان دهن به دهن آموخته بودند.


مرگ او در پانزده ام جولاي ۱۹۵۴، �را رسيد.

----------------------------------------------------------
(۱) ج�ترانان= کشاورزاني که با ج�ت گاو زمين را شخم مي زنند.
(۲) ريان= بخش، ناحيه.

0 نظر:

ارسال يک نظر

اشتراک در نظرات پيام [Atom]

<< صفحه اصلی